دل گویه علی با دنیا

 

  ائمه(ع) به دنیا فقط به عنوان یک ابزار، یک گذرگاه،یک مزرعه و یک محلی برای توشه چیدن برای جای دیگر می نگرند.هدفی دارند و هر جای دنیا که آنها را به آن هدف می رساند،آن را می گرفتند و به بقیه آن کاری نداشتند.نمونه این دیدگاه را در حکمت٧٧ نهج البلاغه می بینیم:

     "و من خبر ضِرَارِ بنِ حمزةَ الضَّبَائِیِّ عند دخوله علَى معاویة و مسأَلته له عن أمیر المؤْمنین (ع)"

    ضرار بن ضمرة  ضبایى از یاران امام(ع) به شام رفت. بر معاویه وارد شد . معاویه ازا و خواست که از حالات امام بگوید

  " و قَال فأشهد لقد رأَیته فِى بَعْضِ مواقفه و قَدْ أَرخى اللّیل سدولَه وهو قَائم فى محرابه"

    گفت على [علیه السلام] را در حالى دیدم که شب ، پرده هاى خود را افکنده  و او در محراب ایستاده بود،

   "قَابِض علَى لحیته"

    محاسن را به دست گرفته

  " یتَململ تَململ السّلیم و یبکى بکَاء الحزینِ و یقول"

  چون مار گزیده ، به خود مى پیچید ، و محزون مى گریست و مى گفت :

   "یا دنیا یا دنیا إلَیک عنِّى"

   اى دنیا ! اى دنیاى حرام ! از من دور شو ،

   "أَ بِى تَعرّضت أم إلَیّ تشوّقْت"

   آیا براى من خود نمایى مى کنى ؟ یا شیفتة من شده اى تا روزى در دل من جاى گیرى ؟

  " لَا حان حینک"

  هرگز مباد!     [الان زمان جولان دادن تو نیست.]

   "هیهات غرّى غیرى"

     غیر مرا بفریب.

  "لَا حاجةَ لى فیک"

  که مرا در تو هیچ نیازى نیست.

   "قد طلّقتک ثلَاثا لَا رجعة فیها"

    تو را سه طلاقه کرده ام ، تا بازگشتى نباشد.

   "فعیشک قَصیر و خطرک یسیر و أملک حقیر"

   دوران زندگانى تو کوتاه ، ارزش تو اندک و آرزوى تو ،خوار است .

  " آه من قلّة الزّاد و طول الطّریق و بعد السّفر و عظیم المورد ."

   آه از توشة اندک ، و درازى راه ، و دورى منزل ، و عظمت روز قیامت !

/ 0 نظر / 4 بازدید